در کلاس دانشآموزی داشتم به نام شنتیا که تقریباً همه از او حساب میبردند. معمولاً در زنگ تفریح به سراغ…
سال اول تدریس در مدرسهای بودم که بچهها از دو قومیت بلوچزبان و سیستانی بودند. مدرسه بهصورت گردشی در دو…
زنگ کلاس بود. دانشآموزان مشغول فعالیتهای کلاسی بودند و من مثل همیشه بین میزها حرکت میکردم و به نحوه مشارکتشان…
برای اولین بار به مدرسه قدم گذاشته بودم. دبستانی پسرانه. بهعنوان معلم کلاس چهارم انتخاب شدم ولی فکرم پیش کلاساولیها…
میخواهم از وقتی برایتان بگویم که کاملاً مطمئن شدم وجود هنر در زندگی چقدر ضروری است و هیچ درسی اولویت…
یک روز به تعداد دانشآموزهای کلاسم قابهایی آوردم و روی تک تک نیمکتها گذاشتم. از بچهها خواستم تا زمانیکه نگفتم…
روزهای اول مهر بود. میان همهمهی شیرین کلاس اولیها، پسربچهای نشسته بود که نگاهش پر از ترس و تلاطم بود.…
سالها پیش، در دبستان گورکانیاننژاد شهرستان سنندج، دخترکی از پایه سوم (احمدیان)درس میخواند که مانتوی سبز یشمیاش او را در…