یک روز به تعداد دانشآموزهای کلاسم قابهایی آوردم و روی تک تک نیمکتها گذاشتم. از بچهها خواستم تا زمانیکه نگفتم به قابها دست نزنند. بعد کنار صندلی خودم ایستادم و به بچهها گفتم:عکس یک نفری که میتونه توی مسیر زندگی به شما کمک کنه رو آوردم. شما الان میتونید قاب رو بردارید و اون شخص رو ببینید.
بچهها کنجکاوانه و با ذوق قاب را بلند کردند و نگاهی به آن انداختند و گفتند:خانم این آیینه است. ما خودمون در آیینه دیدیم.
گفتم: بله؛ آفرین دقیقا همینطوره. تنها کسی که میتونه به شما کمک کنه، خودتون هستید. ما باید اعتماد به نفس و استقلال داشته باشیم.
بعد از انجام آن فعالیت در کلاس، بچهها خیلی نسبت به گذشته هم از لحاظ اخلاقی و هم از لحاظ درسی پیشرفت کردند. خودشان کارهای خود را انجام میدادند و متکی به خانواده نبودند. اعتماد به نفسشان هم بهتر شد.
پس از آن روز خود خانوادهها هم به من زنگ میزدند و پیام میدادند که فرزندمان خیلی نسبت به قبل از لحاظ اخلاقی و رفتاری و اجتماعی و درسی پیشرفت کرده است. از شما ممنونیم. حتی تعریف میکردند که بچهها مسئولیت کار خود را برعهده میگرفتند و فرافکنی نمیکردند.
سال بعد توی اعتکاف دانشآموزان خودم را دیدم و بچهها گفتند که زیباترین درسی که شما به ما یاد دادید روزی بود که آن قاب عکسها رو با خود آوردید و گفتید که میخواهم کسی را به شما نشان بدهم که میتواند در مسیر زندگی به شما کمک کند.
جالبترین قسمت ماجرا هم این بود که یکی از بچهها در مسئله ترک سیگار پدرش از این تکنیک استفاده کرد تا به پدرش کمک کند تا سیگار را ترک کند و الحمدلله نتیجه گرفت.
وقتی از لحاظ روانی به دانش آموز اهمیت داده شود و حس مفید بودن داشته باشد از هر لحاظ ارتقا پیدا میکند. مشکل و مسئله باید درست ریشهیابی شود و براساس روحیات دانش آموز راه حل ارائه داد.
خانم آمنه خضری نژادمعلم دبستان
#از_مدرسه_بگو
ایران فردا؛ رسانهٔ بسیج فرهنگیان
