صفحه اصلی > یادداشت : مدرسه را جور دیگر باید دید

مدرسه را جور دیگر باید دید


✍مجتبی همتی فر

چندی است توفیق شده تا با کادر یک مدرسه دولتی هم‌نشینی کنم. بحثمان حول کشاندن مدرسه به موقعیتی بهتر است؛ برنامه‌ریزی در مسیر تحول مدرسه. به نظرم رسید خلاصه بحث‌ها را اینجا هم تقدیم کنم.
قرار بود روی برنامه‌ریزی مسئله‌محور متمرکز شویم. بعد رسیدیم به اینکه اصلاً مرز مسئله بودن و نبودن یک وضعیت در مدرسه چیست؟ و‌ بعدتر اینکه گویا به اشتباه، بیش/پیش از خودمان دنبال تغییر بیرون هستیم و …
فعلاً به اینها رسیدیم:
۱. اول مسئله را درست ببین؛ بعد دنبال راه‌حل برو
خیلی وقت‌ها ما به‌جای این‌که خودِ مسئله را ببینیم، گرفتار نشانه‌هایش می‌شویم. مثلاً ممکن است بگوییم «بچه‌ها کتابخانه ندارند، پس کتاب‌خوان نمی‌شوند»، در حالی که شاید مسئله‌ی اصلی اصلاً کتابخانه نباشد؛ مسئله این باشد که عادتِ کتاب‌خواندن شکل نگرفته است. یا در یک خانواده، بچه اسباب‌بازی‌های زیادی داشته باشد، اما چیزی که واقعاً نیاز دارد «هم‌بازی» است، نه اسباب‌بازی.
این‌جا همان نقطه‌ی مهمی است که باید روی آن دست گذاشت: اول باید مسئله را شناسایی و تحلیل کرد، بعد سراغ ایده رفت، بعد اقدام کرد، و بعد هم بازخورد گرفت. اگر این ترتیب به‌هم بخورد، ممکن است دچار این حال بشویم که ایده‌های خیلی خوب و منابع محدودمان را خرجِ مسئله‌ی اشتباه کنیم…
پس قبل از هر اقدامی باید از خودمان بپرسیم: دقیقاً چه چیزی مسئله است؟ آیا این چیزی که من را ناراحت کرده، واقعاً یک چالش است یا فقط نوع نگاه من آن را چالش نشان می‌دهد؟! مطلوب واقعی من در این موضوع چیست؟

۲. زمان را جدی بگیریم؛ وقت، سرمایه‌ی تمام‌نشدنی نیست
«وقت» از باارزش‌ترین دارایی‌های انسان است. خیلی از تصمیم‌های ما در مدرسه، در واقع تصمیم درباره‌ی مصرف زمان‌اند. هر جلسه، هر برنامه، هر ایده، هر فعالیت جمعی، دارد بخشی از وقت بچه‌ها و معلم‌ها را می‌گیرد. پس باید ببینیم آیا این زمان، به نتیجه‌ای می‌رسد که واقعاً ارزشش را داشته باشد یا نه.
نکته‌ی ظریفی که در جلسه گفته شد؛ این که نگاه ما به زمان، خودِ زمان را عوض نمی‌کند، اما رفتار ما را کاملاً عوض می‌کند. کسی که زمان را سرمایه ببیند، بی‌حساب آن را خرج نمی‌کند. از آن طرف، آدمی که هنوز مسئله را جدی نگرفته، هر چیزی را می‌پذیرد و بعد می‌بیند وقت زیادی رفته و خروجی مهمی هم نداشته.

۳. معلمی فقط شغل نیست؛ یک حرفه‌ی رشدآفرین است
اگر «معلمی» را فقط شغل ببینیم، طبیعی است که بگوییم من از ساعت فلان تا فلان در مدرسه‌ام و بعد هم کارم تمام است. این نگاه بد نیست، اما خیلی محدود است؛ با نگاه انقلابی و دینی ما تناسب ندارد.
در نگاه حرفه‌ای، معلم فقط «وظیفه‌اش را انجام نمی‌دهد»؛ خودش هم باید در مسیر رشد باشد. رشد یعنی: مهارت بیشتر، فهم عمیق‌تر، خیرخواهی بیشتر، صبر بیشتر، همدلی بیشتر…
در بعضی کارها، اگر نگاه حرفه‌ای نباشد، آدم خیلی زود فرسوده می‌شود. معلمی از همین جنس است. پرستاری هم همین‌طور. اگر معلم با دانش‌آموز همدل نشود، کلاس خشک می‌شود. اگر همدل شود، کیفیت رابطه و اثرگذاری‌اش یک‌باره بالا می‌رود.
و این‌جا یک نکته‌ی دیگر هم مهم است: رشد فقط پست گرفتن و بالا رفتن در ساختار اداری نیست. رشد حرفه‌ای در معنای عمیق‌ترش یعنی من بهتر بفهمم، بهتر تربیت کنم، بهتر همراهی کنم، بهتر اثر بگذارم.
۴. امید واقع‌بینانه، موتور حرکت جمع است
آدم ناامید، نداشته‌ها را چند برابر می‌بیند. چشمش فقط چالش‌ها و تهدیدها را می‌بیند. در ذهنش همه‌چیز زود به بن‌بست می‌رسد: «نمی‌شود»، «نمی‌گذارند»، «راهی ندارد». اما آدم امیدوار و‌ فرصت‌بین، داشته‌ها را می‌بیند و از همان‌ها برای جلو رفتن کمک می‌گیرد.
البته امیدِ درست، به معنای ندیدن ضعف‌ها نیست. اگر ضعف‌ها را نبینیم، باز هم خطا کرده‌ایم. اگر همه‌چیز را عالی جلوه بدهیم، باز هم از واقعیت فاصله گرفته‌ایم. پس آنچه لازم داریم یک «واقع‌بینی منصفانه» است: هم داشته‌ها را ببینیم، هم کمبودها را.
همین‌جا بود که مثال‌های مهمی مطرح شد: خدا را داریم، خانواده‌ی خوب داریم، همکاران خوب داریم، فضای تربیتی داریم، سلامت داریم. همین‌ها می‌تواند پشتوانه‌ی حرکت باشد. امید یعنی همین: دیدنِ دارایی‌ها و تبدیل آن‌ها به انرژی حرکت.
و یک نکته‌ی مهم دیگر: اگر ناامیدی در یک نفر از تیم شروع شد، باید زود جلوی سرایتش را گرفت. تیم صبور و امیدوار، مسائل را خرد می‌کند و مرحله‌به‌مرحله جلو می‌رود، نه این‌که منتظر حلِ یک‌باره‌ی همه‌چیز بماند.
ادامه دارد ان‌شاءالله…

مقالات مرتبط

بحران عینی در فرانسه؛ بحران ذهنی در ایران

🔻ابتدا پیشنهاد می‌کنم این متن خبر بلومبرگ‌ را بخوانید: اعتراض‌های دانش‌آموزی که…

۲۱ مهر ۱۴۰۵

بعثت محبت؛ راز بسترسازی

این روزها، در میانه‌ی هیاهو و تکاپوی روزمره، هر چه بیشتر در…

۱۶ مهر ۱۴۰۵

تحول‌های به مقصد نرسیده…

در جامعه ایرانی ما سال‌هاست به دنبال تحول می‌گردیم. تحول در علوم…

۶ مهر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید